arashna1270 11 آذر 1399 تاریخ-سیاست

سکولار(جدایی دین با سیاست) چیست؟

secularism p

نباید با اشتباه گرفته شود بیدینی و یا سکولاریسم .
سکولاریسم دارای طیف وسیعی از معانی است. در حالی که تعریف آن به عنوان جدایی دین از امور مدنی و دولت بیشتر شایع است،  از آن ممکن است دلالت ضمنی روحانیستیزی ، الحاد ، ناتورالیسم ، تبعید از نمادهای مذهبی از حوزه عمومی و خیلی بیشتر. 

سکولاریسم به عنوان یک فلسفه ، می کوشد زندگی را بر اساس اصولی که صرفاً از جهان مادی گرفته شده ، بدون توسل به دین تفسیر کند. این تمرکز را از دین به سمت نگرانی های “زمانی” و مادی سوق می دهد. 

از نظر سیاسی ، سکولاریسم اصل تفکیک نهادهای دولتی و افرادی است که مأمور نمایندگی دولت از نهادهای مذهبی و بزرگان دینی هستند .  سنتهای متفاوتی از سکولاریسم در غرب وجود دارد ، مانند مدلهای فرانسوی و آنگلو-آمریکایی ، و فراتر از آن ، مانند هند ،  که تأکید بیشتر بر تحمل برای همه ادیان است تا جدایی. اهداف و استدلال ها در حمایت از سکولاریسم بسیار متفاوت است ، از ادعا اینکه این یک عنصر اساسی از مدرنیزاسیون است، یا اینکه دین و ارزشهای سنتی عقب مانده و تفرقه انگیز است ، به این ادعا که این تنها ضامن ورزش رایگان مذهبی است.

 

اصطلاح «سکولاریسم» برای اولین بار توسط استفاده شد بریتانیا نویسنده جورج هالی اوک در سال 1851. هالی اوک اختراع اصطلاح “سکولاریسم” را برای توصیف دیدگاه های خود را از ترویج یک نظم اجتماعی جدا از مذهب، بدون فعالانه رد یا انتقاد باور مذهبی است. یک عارفخود ، هولیوک استدلال کرد که “سکولاریسم بحثی بر ضد مسیحیت نیست ، بلکه مستقل از آن است. این ادعای مسیحیت را زیر سال نمی برد ؛ بلکه دیگران را پیشرفت می دهد. سکولاریسم نمی گوید در جایی دیگر نور یا هدایت وجود ندارد ، اما معتقد است که در آنجا نور و هدایت در حقیقت دنیوی است ، که شرایط و مجازات آن به طور مستقل وجود دارد و برای همیشه عمل می کند. دانش سکولار آشکارا نوعی دانش است که در این زندگی بنیان می شود ، و مربوط به سلوک این زندگی است ، برای رفاه این زندگی است ، و قادر است با تجربه این زندگی آزمایش شود. ” 

سکولاریسم ممکن است به دو نوع “سخت” و “نرم” دسته بندی شود. سکولاریسم «سخت» گزاره های دینی را از نظر معرفت شناختی نامشروع می داند و درصدد انکار هرچه بیشتر آنها است. تنوع “نرم” بر تحمل و لیبرالیسم تأکید دارد. 

Holyoak p

 فکری سکولار ، در سیستم فلسفه چارواکا در هند مشاهده می شود ، که ادراک مستقیم ، تجربه گرایی و استنباط مشروط را به عنوان منابع مناسب دانش در اختیار داشت و سعی در رد اعمال مذهبی غالب آن داشت. زمان زنو سیتیم و مارکوس اورلیوسهمچنین نمونه های قابل توجهی هستند. با استقرار عقل بر ایمان دینی ، سکولاریسم در غرب ظهور کرد زیرا عقل بشر به تدریج از انقیاد بی چون و چرای تسلط دین و خرافات آزاد شد.  سکولاریسم اولین بار در غرب در فلسفه کلاسیک و سیاست یونان باستان ظاهر شد ، پس از انحطاط جهان کلاسیک مدتی ناپدید شد ، اما پس از هزار و نیم در رنسانس و اصلاحات دوباره ظاهر شد . روشنگری بعدی ، طبیعت را “واقعیت عمیقی” خواند که فراتر از نهادهای فاسد و ساخته دست بشر جامعه بود. در نتیجه ، حقوق بشر به عنوان خدادادی در نظر گرفته نمی شد ، بلکه به عنوان مزایای واقعی طبیعت که توسط دلیل آشکار شده است ، در نظر گرفته می شود.جان لاک ، دنیس دیدرو ، ولتر ، باروخ اسپینوزا ، جیمز مدیسون ، توماس جفرسون و توماس پین و سایر متفکران روشنگری کمک زیادی به شکل گیری مفاهیم سکولاریسم کردند. در دوره های اخیر ، سکولاریسم توسط روشنفکرانی مانند رابرت اینگرسول ، برتراند راسل و کریستوفر هیتچنس ارائه شده است .

 دین دولتی ، جایگزینی قوانین مبتنی بر کتاب مقدس (مانند هلاخا و شریعت ) با قوانین مدنی و از بین بردن تبعیض بر اساس دین اشاره داشته باشد. گفته می شود این امر با حمایت از حقوق اقلیت های مذهبی به دموکراسی می افزاید. 

جدایی کلیسا و ایالت تنها یک استراتژی ممکن است که توسط دولت های سکولار به کار گرفته شود. از دموکراتیک تا استبدادی ، چنین دولتهایی نگران محدود کردن جنبه مذهبی در روابط هستند. هر ایالت ممکن است نسخه ویژه سیاست خاص خود را پیدا کند. اینها ممکن است شامل جدایی ، نظارت دقیق و تنظیم آیین سازمان یافته مانند فرانسه ، ترکیه و دیگران باشد. 

تأثیر عمده ای بر ایده آزادی مذهبی دولت از طریق نوشته های جان لاک بود که در نامه ای درباره تحمل ، به نفع تحمل مذهبی استدلال کرد. وی استدلال کرد که دولت باید با همه شهروندان و همه ادیان به یک اندازه رفتار کند ، و این می تواند اقدامات را محدود کند ، اما هدف مذهبی در پشت آنها نیست. 

sec p

ماهاراجا رانجیت سینگ از امپراتوری سیک در نیمه اول قرن نوزدهم با موفقیت یک حکومت سکولار در پنجاب ایجاد کرد . این قانون سکولار برای همه نژادها و مذاهب احترام قائل بود و به آنها اجازه می داد بدون تبعیض در دارجت رنجیت سینگ شرکت کنند و وی نمایندگان سیک ، مسلمان و هندو را به عنوان رئیس دربار اداره می کرد.  رانجیت سینگ همچنین به طور گسترده بودجه آموزش ، مذهب و هنرهای مختلف مذاهب و زبانهای مختلف را تأمین می کرد. 

سکولاریسم غالباً با عصر روشنگری در اروپا مرتبط است و نقش اصلی را در جامعه غربی بازی می کند . اصول جدایی کلیسا و ایالت در ایالات متحده و لاشیته در فرانسه ، اما نه لزوماً رویه ها ، بیشتر از سکولاریسم استوار است. کشورهای سکولار نیز در جهان اسلام در قرون وسطی وجود داشته اند (نگاه کنید به اسلام و سکولاریسم ). 

مطابق با اعتقاد به جدایی کلیسا و دولت ، سکولارها تمایل دارند که سیاستمداران به دلایل سکولار تصمیم بگیرند تا مذهبی.  از این نظر ، تصمیمات سیاستی مربوط به موضوعاتی مانند سقط جنین ، پیشگیری از بارداری ، تحقیقات مربوط به سلولهای بنیادی جنینی ، ازدواج همجنسگرایان و آموزش جنسی مورد توجه سازمانهای سکولاریست آمریکایی مانند مرکز تحقیق است . 

برخی از بنیادگرایان و دانشمندان مسیحی (به ویژه در ایالات متحده) با سکولاریسم مخالفند ، و اغلب ادعا می کنند که ایدئولوژی “رادیکال سکولاریستی” در حال حاضر در حال اتخاذ است و آنها سکولاریسم را تهدیدی برای “حقوق مسیحیان” و امنیت ملی می دانند. . 

گفته شده است که در آمریکا ، مفهوم سکولاریسم غالباً سو تعبیر شده است. ژاک برلینربلاو نوشت که “سکولاریسم باید در فرهنگ لغت سیاسی آمریکا سو and تفاهم و مخدوش ترین موجود باشد” ، و حق مذهبی از دهه 1970 به طور هدفمند آن را با الحاد ، کمونیسم و ​​سایر ایدئولوژی ها برابر دانست. 

شاخص ترین نیروهای بنیادگرایی دینی در جهان معاصر بنیادگرایی مسیحی و بنیادگرایی اسلامی است . در همین زمان ، یک جریان قابل توجه از سکولاریسم از طرف اقلیت های مذهبی ناشی شده است که سکولاریسم دولتی و سیاسی را برای حفظ حقوق برابر ضروری می دانند. 

برخی از ایالات شناخته شده که اغلب “سکولار قانون اساسی” تلقی می شوند ایالات متحده ، فرانسه ،  هند ،  مکزیک ،  کره جنوبی و ترکیه هستند ، اگرچه هیچ یک از این کشورها یکسان نیستند اشکال حکمرانی با توجه به دین. به عنوان مثال ، در هند ، سکولاریسم شامل درگیری دولت و محدودیت در دین است ، در حالی که در فرانسه ، سکولاریسم مانع از درگیری دولت در دین است. 

جامعه سکولار 
در مطالعات دین ، دموکراسی های مدرن به طور کلی سکولار شناخته می شوند. این امر به دلیل آزادی تقریباً کامل دین است (اعتقادات مذهبی عموماً مجازات قانونی یا اجتماعی ندارند) و عدم اقتدار رهبران مذهبی نسبت به تصمیمات سیاسی. با این وجود ، ادعا شده است که نظرسنجی های انجام شده توسط مرکز تحقیقات پیو نشان می دهد آمریکایی ها راحت تر با مذهب بازی می کنند و نقش مهمی در زندگی عمومی دارند ، در حالی که در اروپا تأثیر کلیسا بر زندگی عمومی در حال کاهش است. 

جامعه شناسی مدرن ، از زمان ماکس وبر ، غالباً درگیر مسئله اقتدار در جوامع عرفی شده و سکولاریزاسیون به عنوان یک فرایند جامعه شناختی یا تاریخی بوده است.  از دانشمندان قرن بیستم ، که کار آنها در فهم این موضوعات نقش داشته است ، شامل کارل ال. بکر ، کارل لویت ، هانس بلومنبرگ ، ام. ا. آبرامز ، پیتر ال برگر ، پاول بنیشیو و دی. مانی و غیره است.

اکثر جوامع بیش از آنکه از طریق اقدامات یک جنبش سکولار اختصاصی حاصل شوند ، بیشتر در نتیجه توسعه اجتماعی ، اقتصادی و پیشرفت سکولار می شوند.

منیع:^_~ ویکی پدیا